محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6125
تاريخ الطبرى ( فارسي )
برون آوردند و هر كه را مىخواست براى نبرد روميان سوى مرزها شتابد با آن نيرو دادند ، عامه از اطراف جبل و فارس و اهواز و جاهاى ديگر براى غزاى روميان آمدند . نشنيديم كه در بارهء آنچه از روميان به مسلمانان رسيد از سلطان كارى رخ داده باشد يا سپاهى براى نبرد روميان فرستاده باشد . هفت روز مانده از ربيع الاول گروهى از مردم كه دانسته نيست كيان بودند به روز جمعه در سامرا بپاخاستند و زندان آنجا را گشودند و هر كه را در آن بود بيرون آوردند ، زرافه را با جمعى از وابستگان به طلب كسانى كه چنين كرده بودند فرستادند اما عامه بر ضد آنها بپاخاستند و هزيمتشان كردند ، ( 263 آنگاه اتامش و وصيف و بغا و عامهء تركان براى اين كار برنشستند و جمعى از عامه را بكشتند . چنان كه به من گفتند ديگ مطبوخى بر وصيف افكندند ، به قولى گروهى از عامه به نزد شريحه سنگى بر او افكندند . وصيف نفت اندازان را بگفت تا به دكانهاى تاجران و خانه هاى كسان كه آنجا بود آتش افكندند . من اين محل را كه سوخته بود بديدم و اين به سامرا بود به نزد خانهء اسحاق . به من گفتند كه در آن روز مغربيان منزلهاى گروهى از عامه را غارت كردند . آنگاه در آخر همان روز كار آرام گرفت . به سبب جنبشى كه عامه و آن گروه كه گفتم در آن روز كرده بودند احمد بن جميل را از تصدى كمكهاى سامرا برداشتند و ابراهيم ابن سهل دارج را به جايش گماشتند . در اين سال اوتامش كشته شد ، با دبيرش شجاع و اين به روز شنبه بود چهارده روز رفته از ماه ربيع الاخر همين سال .